محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
485
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و همچنين كثرت استعمال مباشرت بواكر و غلمان از آن بدتر [ است و ] با وجود ممنوعيت شرع شريف و صاحب « حد » شدن فاعل و مفعول آن ، اشدّ ضرراً است . و همچنين لواطه با زن و يا با جاريهء خود نمودن ؛ زيرا كه به تجربه يافتهاند كه هر كه بدين امر مبتلا است ، در اغلب اولاد او نيز مبتلا به علّت مشايخ مىباشد ؛ جهت آن كه يحتمل مجرايى باشد ميان باطن دُبُر و باطن فرج مخفى غير ظاهر ؛ چنان چه مشهور است كه : زنى منفذ فرج او مسدود بود مگر مقدار بسيار كمى مانند منفذ احليل كه از آن ، بول او بر مىآمد و بعد [ از ] بلوغ شوهرى ، كرد و شوهر او چون اين منفذ را مسدود يافت ، به منفذ دوم كه دُبُرِ آن باشد پرداخت و هميشه معمول او اين بود ، تا آن كه زن آن حامله گرديد . و در وقت وضع حمل ، بسيار مشوّش شده و قابلهها را طلبيدند و به تدابير و تدهينات و مرخيات ، قابله انگشت در فرج آن فرو برد ؛ دريافت كه سر طفل نزديك رسيده است . چاره در آن نديدند مگر آن كه به تيغ سر تراشى ، آن موضع را بشكافند ؛ چنان كردند [ و ] آن طفل تولد يافت صحيح و سالم . هر چند درين ، احتمالِ آن اغلب است كه منى از دُبر زن بر آمده بعد از جماع و به قبل آن رسيده و به سبب كمال شوق و جاذبه [ اى ] كه دارد « 1 » رحم به جذب منى ، آن را جذب نموده ؛ چنان چه در تشريح رحم و علّت توليد جنين نيز ذكر يافت . و علّت قوى [ در ابتلاى اين گونه اطفال به علت المشايخ ] آن [ است ] كه نطفه مادام كه در رحم و جنين است ، در تربيت امّ و ارواح و قوا و نفس آن تابع طبيعت و ارواح و قواى نفس مادر است و ما دام الرّضاع - بعد از تولّد - تابع مرضعهاند آنها همه ؛ پس چون توجّه و ميل و رغبت مادران باعث آن است . و حديث شريف « كُلُّ مَولُودٍ يولَد علَى فِطْرَهء الإسلام فَأبواهُ يهَوِّدانه و ينَصِّرانَه و يمَجِّسانَه » « 2 » عام و شامل اين مرتبه نيز هست . امّا با اباكرِ رسيده به حدّ بلوغ و زياده بر آن سنّ چهارده و پانزده [ و ] نهايت تا بيست ، گاه
--> ( 1 ) . الف و ب : كمال شوقى جاذبهء كه دارد . ( 2 ) . قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلّم : كل مولود يولد على الفطرهء فابواه يهودانه و ينصرانه و يمجسانه . علامه محمد باقر مجلسى ، بحارالأنوار ، الوفا ، بيروت 1404 قمرى ، ج 58 ص 187 .